تبليغاتX
فرياد زير آب
 









                                 فرياد زير آب
                                    در دل هاي يك بيكار!
قصد دارم یه خبر خوب بدم! دیروز وقتی متوجه شدم داش محمود داره، خیلی راحت تو تالار علامه دانشگاه تهران، نطق می کنه خیلی ناراحت شدم! با خودم گفتم، طرف رو تو دانشگاه خارج از ایران به خاطر ظلمی که به ما می کنه، اونجوری بیچاره می کنند؛ اون وقت ما می گذاریم به همین راحتی، تو دانشگاه هامون، طرف چرندیاتش رو تکرار کنه و با اون خنده ی کریهش همه مون رو به تمسخر بگیره!

ولی بعد که تو خبرها تظاهرات لااقل هزار تا دانشجوی آزادی خواه رو دیدم، دوباره به انسان بودنم افتخار کردم! این نشون دهنده ی اینه که هنوز نتونستند ارزشهای  انسانی را از بین ببرند! خدا همواره پشت و پناه این انسان های آزاده باشه و کمک کنه تا همه، هر کی بنا به توانش، هر قدمی هر چند کوچک ، رو در راه آزادی این ملت برداره! شعار های دانشجوها خیلی جالب بود!

مرگ بر دیکتاتور! دقیقا همون حرف های رئیس کلمبیا! جالب اینجاست که جماعت نهایت  26 ساله ای ،  که تو مدرسه به جز مرگ بر آمریکا و غرب و تمدن، چیزی دیگه یاد نگرفتند، چطوری مرگ بر دیکتاتور رو ابداع کردند! چه مردم خلاقی داریم!

نکته ی دیگه ای که باید به محمود خان بگم اینه که تو کلمبیا عرض کرده بودی که مردم ما در همه موارد در دنیا آزادترینند !! پس چرا به یه جمع که تو دانشگاهشون تجمعی مسالمت آمیز به راه انداختند، با گاز فلفل – اشک آور – حمله می کنید!

و خیلی خبرای دیگه، مثلا عکس آقای توکلی و قصابان و بقیه زندانیان سیاسی رو حکل می کردند و تقدیر از مقاومت های این افراد.

جالب اینجاست که جو ماه رمضون آقایون رو گرفته بود! خیلی جالبه ایندفعه دروغ گفتند ولی کوچولو تر! اینبار هم می تونستند تظاهرات این بیچارگان رو اینجوری معرفی کنند! انتظار جمعی از دانشجویان غیور، که به دلیل کمبود جا، موفق به شنیدن صحبتهای تنها دانشگاهیه نوردار و خوشگل و منور!!! نشدند، برای یک لحظه دیدن هاله نور!

 اینکار رو نکردند یعنی نگفتند دوستان ما بودند، در عوض به دانشجویان  القاب جاسوس اسرائیل و آمریکا و ساواکی رو اعطا کردند! آدمیهایی که به اقتضای سن کمشون – کمتر از عمر انقلاب - اصلا نمی دونند ساواک چیه و حتی امکان رفتن اردو های درسی رو ندارند، اسرائیل و امریکا رو از کجا می شناسند!!

 

جالب اینجاست که فردای اون روز ، رهبر انقلاب در جمع دانشجویان چند ساله؟ و بسیجی فرمودند: من با همه فعالیتهای دولت موافق نیستم! دلیلی هم ندارد، من اگر گاهی از دولت حمایت کردم، فقط به دلیل احترام به رای مردم بود! حمایت من از اصل چهل و چهار به معنای، این نیست که مردم انتقاد نکنند!! حتی اگر کسی با من مخالف بود، اشکالی ندارد، از من هم انتقاد شود!

 

جالبتر روز سیزده فروردینه امساله، داشت پای تلویزیون خوابم می برد که یه هو سخنرانی رهبری رو پخش کردند!! چیز هایی که از سخنرانیشون تو ذهنم مونده ایناست: بعضی ها با دولت مخالفت می  کنند، مثلا میگن ما به انرژی هسته ای نیاز نداریم، اینها همون حرف های دشمن رو میزنند! همکار دشمنند!! باید مثل دشمن با اینها برخورد کرد.

 

قبل از هجده تیر هم همچین چیزی رو فرموده بودند که بگذارید عکس من رو آتش بزنند به من توهین کنند، اینها –دانشجویان – فرزندان من هستند

ولی چند روزی بعد از این سخنرانی فرزندان ایشان توسط گروهی شرور، مورد حمله قرار گرفتند! از پنجره ی خوابگاه به بیرون پرت شدن!!

 

بگذریم ! برسیم به یه موضوع فضایی ! یه فیزیکدان مسلمان مالزیایی به اسم شیخ شکور قراره به فضا بره، طرف گفته نماز روزه ام رو می گیرم!

بشنوید از اخبار رادیو  ایران

برای اولین بار موضوع انجام فرایض دینی در فضا مطرح شد، البته این نخستین باری نیست که یه مسلمان به فضا می ره - انوشه انصاری و یکی دیگه- ولی برای آن دو، انجام فرایض دینی مطرح نبود! حال این سوال مطرح است که چگونه؟

کارشناسی که کارشناس علوم دینی در فضا معرفی شد و منجم معروف ایرانی ،امین تفرشی شروع کردن به نظر دادن! شخص در 24 ساعت 18 بار غروب خورشید را می بیند!! چگونه به سوی قبله ای که مشخص نیست نماز بخواند و ...

یه ربع بحث برای چی! برای شخصی سونی، که اصلا فارسی یاد نداره و بیکار نیست این حرف ها رو گوش کنه! در آخر کار فتوای تمام مراجع تقلید شیعه رو ارائه دادند!!!!! و معلوم شد که ما مراجع تقلید آینده نگری داریم.

خیلی خنده دار بود؟؟ نه؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

__________________

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
با شروع شدن ماه رمضون،  دعا های بی وقفه من هم شروع می شه! دعاهایی فوق العاده عرفانی!!! دعا برای تعجیل در رسیدن عید فطر! تقصیر من هم نیست! عادت کردم به کم خوردن ولی با رسیدن این ماه عزیز، تو دو نوبت، مثل گاو می خورم ! مثلا سحر : آب و چای و  غذا و میوه به اندازه چهل نفر، اونهم در ده دقیقه! البته به کم خوابی ها و بی حالی هاش اشاره ای نمی کنم! خلاصه اوضاع بی ریختی دارم، خدا کنه زودتر عید برسه!

ولی با تمام این اوضاع، ماه رمضون رو دوست دارم! به خاطر زیبایی دعای سحر! این یه دعا، با تمام دعا هایی که تا حالا دیدم خیلی فرق داره. علاوه بر زیبایی وصف ناپذیری که از همه نظر داره، فوق العاده آرامش بخشه! این حرف آدمیه که تا چند سال پیش، بیشتر از حالا به این چیزا اعتقاد داشت! ولی حالا ...مهم نیست،  بهتره ولش کنم فقط باید بگم با اینکه هنوز اعتقاد به خدا دارم ولی سوال های  زیادی می پرسم! از همه می پرسم! مثلا از اساتید کودن دروس عمومی! ولی جواب نه!؟ ولی ورای همه ی سوال های من، خدای خوب وجود داره ! خدای پاکی ها! با این همه احوالم رو می تونم با این چند خط شعر از مرحوم فرخ زاد بیان کنم.

پنجره

يك پنجره براي ديدن
يك پنجره براي شنيدن
يك پنجره كه مثل حلقه ي چاهي
در انتهاي خود به قلب زمين ميرسد
و باز ميشود به سوي وسعت اين مهرباني مكرر آبي رنگ
يك پنجره كه دست هاي كوچك تنهايي را
از بخشش شبانه ي عطر ستاره هاي كريم
سرشار ميكند
و ميشود از آنجا
خورشيد را به غربت گلهاي شمعداني مهمان كرد
يك پنجره براي من كافيست
من از ديار عروسكها مي آيم
از زير سايه هاي درختان كاغذي
در باغ يك كتاب مصور
از فصل هاي خشك تجربه هاي عقيم دوستي و عشق
در كوچه هاي خاكي معصوميت
از سال هاي رشد حروف پريده رنگ الفبا
در پشت ميز هاي مدرسه مسلول
از لحظه اي كه بچه ها توانستند
بر روي تخته حرف سنگ را بنويسند
و سارهاي سراسيمه از درخت كهنسال پر زدند
من از ميان
ريشه هاي گياهان گوشتخوار مي آيم
و مغز من هنوز
لبريز از صداي وحشت پروانه اي است كه او را
دردفتري به سنجاقي
مصلوب كرده بودند
وقتي كه اعتماد من از ريسمان سست عدالت آويزان بود
 و در تمام شهر
قلب چراغ هاي مرا تكه تكه مي كردند
وقتي كه چشم هاي كودكانه عشق مرا
با دستمال تيره قانون مي بستند
و از شقيقه هاي مضطرب آرزوي من
فواره هاي خون به بيرون مي پاشيد
وقتي كه زندگي من ديگر
چيزي نبود هيچ چيز بجز تيك تاك ساعت ديواري
دريافتم بايد بايد بايد
ديوانه وار دوست بدارم

يك پنجره براي من كافيست
يك پنجره به لحظه ي آگاهي و نگاه و سكوت
اكنون نهال گردو
آن قدر  قد كشيده كه ديوار رابراي برگهاي جوانش
 معني كند
از آينه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آيا زمين كه زير پاي تو مي لرزد
تنها تر از تو نيست ؟
پيغمبران رسالت ويراني را
با خود به قرن ما آوردند ؟
اين انفجار هاي پياپي
و ابرهاي مسموم
آيا طنين آينه هاي مقدس هستند ؟
اي دوست اي برادر اي همخون
وقتي به ماه رسيدي
تاريخ قتل عام گل ها را بنويس
هميشه خوابها
از ارتفاع ساده لوحي خود پرت ميشوند و مي ميرند
من شبدر چهار پري را مي بويم
كه روي گور مفاهيم كهنه روييده ست

آيا زني كه در كفن انتظار و عصمت خود خاك شد جواني من بود ؟
آيا دوباره من از پله هاي كنجكاوي خود بالا خواهم رفت
تا به خداي خوب كه در پشت بام خانه قدم ميزند سلام بگويم ؟

حس ميكنم كه وقت گذشته ست
حس ميكنم كه لحظه سهم من از برگهاي تاريخ است
حس ميكنم كه ميز فاصله ي كاذبي است در ميان گيسوان من و دستهاي اين غريبه ي غمگين
حرفي به من بزن
آيا كسي كه مهرباني يك جسم زنده را به تو مي بخشد
جز درك حس زنده بودن از تو چه مي خواهد ؟
حرفي بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم

 

 

از گرسنگی نوشتم ! امروز بابام روبروی یه قنادی نگه داشت. اونهم فقط به یه دلیل مهم!  برای خرید زولبیا بامیه که قربونشون برم! چند متری بالا تر یه نفر نذری می داد. تو ظرف یه بار مصرف، برنج و کباب کرده بود و به هر کی رد می شد می داد! یه ربع به افطار مونده بود! ناگهان چند متر اون ورتر متوجه یه زن میان سال شدم! صحنه ای زشت و زجرآور! زنه گرسنه وار! یه گوشه نشست، در ظرف رو بازکرد! وسط پیاده رو شروع کرد به خوردن! با دست! با حرص و طمع! با شوق! وسط پیاده رو ! پیش چشم یه عالمه رهگذر! گرسنگی به این حد ... چرا... چرا یه نفر باید به این حد گرسنه باشه اونوقت حاج آقاهه سالی چهار بار بره مکه، پیش خدا! سفری که هر بار، لااقل چهار پنج تومان آب می خوره! و وقتی بر می گرده از تنها چیزی که دورتر میشه همون خداست!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

دروغ گدروغ گفتن خیلی خوبه ولی به وقتش ! یعنی آدمی که دروغ می گه باید سعی کنه ضایع دروع نگه و  به خاطر رسیدن به هدفی اینکار را انجام بده! دقیقا همون مفهوم تقیه که همه ما با اون آشنا شدیم ولی نمی دونم رو چه حسابی، تو کشور ما، اینهمه دروغ های شاخ دار رو از مسئولین و رسانه ها پخش می شه!

اخبار، از طرف یکی از مسئولان میگفت که: رشد اینترنت تو  ایران ، هفتصد برابر شده و خیلی از اشکالها رو رفع شده! فکرش رو بکنید، چه راحت یه مسئول دروغ میگه و احتمالا بعدش، به خاطر  کارهایی که تو خواب و خیال انجام داده، درخواست اضافه حقوق و ترفیع می کنه! چیزی که من می بینم اینه که بر عکس عقب مونده ترین کشورهای آفریقا  که حداقل سرعت اینترنتشون، مگا است؛ ما هنوز داریم با مودم های 56 کیلو کار میکنیم. اونهم نه با تمام توانی که این مودم داره! حداکثر سرعت رسیو اگه خط شلوع نباشه، میشه 4 کیلو!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

 

امروز توامروز تلویزیون، صحنه ای از شکنجه شدن یه دختر بچه ی دوازده سیزده ساله توسط پلیس آمریکا رو دیدم. متاسفانه، به دیدن این فجایع عادت کردم، ولی هر بارکه رسانه ها این تکرار نامیمون رو به یادم میآرند ، بیشتر از قبل از حس نفرت لبریز می شم، حسی جانسوز و دهشتناک .... فکر کردن بهش خیلی دردآوره !  یه دیو هیکل و سفید پوست، به خودش این اجازه رو میداد تا یه دختربچه سیاه رو زیر مشت ولگد بگیره و علاوه بر اون در حالتی که دست ها ی اون دختر  رو بسته وعملا اون دختر، قدرت انجام هیچ عملی رو نداره،  با اون اسپری  وحشتناک، چشمهای معصوم دخترک رو هدف بگیره. دختربچه ای که احتمالا از سر اجبار و گرسنه گی، یه تیکه نون دزدیده یا اینکه هیچ کاری نکرده و تنها جرمش رنگ پوستشه! وقتی این چیزها رو از یه جانی و روانی می بینی، کمتر می ترسی ولی دیدن این حوادث از پلیس، نه خیلی سخته...

ولی با تمام این حوادث مطمئنم، که احتمال  رخ دادن این حوادث تو کشوری که جمعیت اش از پنج  برابر جمعیت ایران ما خیلی کمتره؛ شاید یک صدم ایران ما نباشه. طبیعه ایست که تو پلیس آمریکا، یه نفر خلافکار و  وحشی پیدا بشه و کاری غیر قانونی انجام بده در حالی که در کشور ما کسر بزرگی از پلیس، اونهم قانونی این کارها رو انجام می دهند، پلیسی که تحت تعالیم الهی تربیت  شده، چرا قانونی کارهایی می کنه  که تو بقیه جاها چند نفر اونهم غیر قانونی انجام میدهند! خدا رو شکر من جای اون دختر سیاه پوست و سیاه بخت نیستم! خدا رو شکر می کنم چون که زنی بدبخت تو ایران نیستم! زندانی سیاسی تو بند 209 اوین نیستم!

 دقیقا مثل اون دختر نازی که دیدم، فتوکپی رنگی پاریس هیلتون! همون چهره، همون اندام ولی در بند چادری سیاه! از چهره ی نجیب و پاکش، معلوم بود که طرف آزادی نفس کشیدن نداره چه برسه به کثافت کاری هایی که پاریس خانم  تو دنیای آزاد انجام میده!

دیروز روز جهانی قدس بود! من که گیج شدم! مردم ایران مخالف حکومت اند، موافق اند، گرسنه اند یا نه! بازهم مثل همیشه، شهرهای بزرگ مملو از جمعیت بود! البته اونجوری که تو اخبار می دیدم! به نظر شما اینها تکنیک های تصویر برداری و نرم افزاری ایست یا نه !!!!!! تو رو خدا یکی برام روشن کنه مردم مخالف اند یا نه !

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

از اونجایی که رئیس جمهور منتخب و محبوب، که دانشگاهیه و مهندسه و دکتره و   ... تو آخرین سفرشون به بلاد کفر، سخنرانی های دندان شکنی در مورد اینکه مردم دربند اون سرزمین های کفر زده، آزادی ندارند و ما قصد داریم همزمان با آوردن آزادی برای فلسطینی ها و آوردن پول نفت بر سر سفره خالی مردم بیچاره خودمان، شما را با دموکراسی و آزادی که مردم گرسنه ایران دارند، آشنا کنیم و اگه خواستید براتون تو همین دانشگاه کلمبیا کلاس تقویتی می گذاریم. کلاس هایی با حضور مجرب ترین اساتید حوزه و دانشگاه و از پول نفت مردم ایران! به همین خاطر بر آن شدم تا در حمایت از این چهره زیبا که همانگونه که خودشان اعلام کرده اند از هر حیث به سقراط می ماند – البته به جز تفاوت های اصلی که از ویژه گی ها ی سقراط هم هستند  -  مطالبی کوتاه و مختصر را بیان نمایم تا علاوه بر انجام وظیفه شرعی، گامی هر چند کوچک در حمایت از آزادی بر داشته باشم.

رئیس جمهوری محترم درست می فرمایند! در ایران آزادی کامل وجود دارد! در ایران مردم آزادند هر کاری که دوست دارند، انجام دهند. به همین دلیل عده دیگری با تکیه بر همین اصل، آزادند آن عده ی اول را که به هر دلیلی، هر کاری هر چند کوچک انجام داده اند به زندان بیاندازند! آزادند دانشجویان و روزنامه نگاران را به بند بکشند، آزادی بیشتر از این  که در این سرزمین عده ای آزادند دانشجویان بیگناه را شکنجه کنند و دل خانواده ی این افراد بیگناه را کاسه خون کنند. در ایران بر بادرفته ی من، زندانیان سیاسی آزادند! آزادند که وکیل نگیرند، سریع تر اعتراف کنند بلکه زودتر از بند آزاد شوند. مردم آزادند که در همه جا امنیت نداشته باشند! در وطن پاک من همه آزادند تا برای مردم بی گناه مزاحمت ایجاد کنند. فقط در ایران  می توان موارد بسیاری را یافت که شخصی را به جرم  قدم زدن در خیابان به همراه مادر یا خواهر یا همسرش دستگیر کنند، و بعد از اطلاع از اینکه رابطه اشخاص در بند، نا مشروع نبوده، از بابت اذیت و آزارهایی که عمدا برایش ایجاد کرده اند حتی عذر خواهی نیز نکنند!! در  ایران همه آزادند ! آزادند درس بخوانند و  سرنوشتشان فقط طی سه چهار ساعت، آنهم در شرایطی کاملا نا برابر و مضحک رقم بزنند! آری، در ایران من همه آزادند که در رشته هایی که هیچ علاقه ای به آن ندارند درس بخوانند! در اینجا مردم آزادند، آزادند تا با خیال آسوده و راحت به خرید و فروش سوال های کنکور و بپردازند! مردم ایران در لباس پوشیدن آزادند و به همین خاطر است که پلیس آزادانه، میتواند مردم را در زمینه پوششان نصیحت کند، نصیحتی دردآور با چماق و ناسزا و گاهی این آزادی بدین حد می رسد که مامور پلیس را به یک آرایشگر خیابانی تبدیل میکنند، آرایشگری که فقط به مدل چهار راه !!! تسلط دارد. در حاشیه امنیتی که چنین پلیسی ایجاد می نماید، دزدان و جنایت کاران می توانند به آسودگی وضایف شان را که سهم به سزایی در توسعه مملکت دارد انجام بدهند!

آری، آزادی بدین حد که کارگران نتوانند برای دریافت نکردن چند ماه حقوق شان اعتراض نمایند! و اگر چنین کاری بکنند به سرعت به زندان های مخوف منتقل شوند!! مردم آزادند که بین گرسنگی و داشتن یک زندگی سخت که با کار کردن شبانه روزی و کمتر خوردن حاصل می شود یکی را انتخاب نماییند!!! هم اکنون، ستمگران و غارتگران و دزدان میلیونها دلار از ثروت ملی مردم ، آزادانه و با بهترین امکانات زندگی می کنند در حالی که در دادگاه های شما حکم به قطع دست پسر بچه ای را به جرم دزدی مختصری می دهند  در صورتی که می دانند برای امرار معاش بوده!

اری، ای صاحب هاله نور و از تبار خورشید، در ایران فقط ستمگران و غارتگران آزادند و ما نیز آزادیم که بین مرگ و این زندگی رقت بار یکی را انتخاب نماییم.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
 

همه ما تو زندگی هامون بار ها ترسیدیم. من هم یه دفعه خیلی ترسیدم، هشت سال پیش، شب امتحان معارف دبیرستان! اما نه به خاطر نمره و امتحان! از مطالب وحشتناک اون کتاب، می ترسیدم! همه اش پر بود از عالم برزخ و زندگی تو اون دنیا و عذاب جهنم! یه بچه دبیرستانی به سنی نرسیده که هفت هشت ساعت از زشتی و مرگ و زندگی دردآور و خدایی که به وقتش خیلی ظالمه و قهار بودن از صفاتشه و .... بخونه!! خیلی سخت بود! کتاب رو پرت کردم کنار و فرداش به تقلب متوسل شدم! مطالبی که تو اون کتاب خونده بودم یادم نیست ولی ترس اون شب رو هیچوقت فراموش نمی کنم، به خاطر خوندن خیال پردازی های زشت یه مشت کافر تنم می لرزید، قلبم تند تند می زد!

وقتی اومدم دانشگاه سر کلاس یه مرد بزرگ فهمیدم که این چیز هایی که تو ذهن ما شیعیان کردند همش از زمان صفویه شروع شده! اون زمان هم حاکمی بوده که دوست داشته جانشین امامها خونده بشه به همین خاطر، شروع کرده به کار کردن رو ذهن مردم!

سیاه پوشیدن و عزاداری زیاد و فرهنگ گریه کردن، منع کردن مردم از شادی و امید! مرده پرستی و ...  خلاصه فهمیدم که دین خدا هر چی باشه جز اونیست که که میخواستند به زور تو افکار من القا کنند. به همین خاطر دیگه تحت تاثیر اینها قرار نگرفته ام ولی بشنوید از اینها! دست بردار مردم بدبخت نیستند! یه سریال جدید ساختند به اسم اغما ، راجع به سرور اصلی خیلی هاشون! شیطان! یا ارواح خبیس و هزار تا درد و مرگه دیگه!

 

زجر آور اینجاست که اینها در عوض پخش برنامه های طنز، برنامه هایی که حرف از امید به آینده بزنه و یا به جای برنامه های علمی که به خلاقیت های بچه ها کمک کنه از صبح تا شب همه برنامه های تلویزیون رو -حتی برنامه کودکان- پر کردن از یه مشت سریال های متا فیزیکی که مردم رو روز به روز افسرده تر می کنه!! بدبخت اون بچه سه چهار ساله ای که از فرط اجبار و نبود امکانات تفریحی باید بشیینه و اینها رو نگاه کنه!!

 

 

 

 

امروز با یه نکته جالب دینی آشنا شدم!!

مفهوم سهم امام!! فکرش رو بکنید شما یه پولی رو با هزار زحمت بدست بیارید بعد از یه مدت خمس و زکاتش رو بدید به یه روحانی مهربون! این آقای عزیز می تونه از پول شما به اندازه نیازش برای خودش برداره!!! حالا اگه طرف عیالوار باشه یا بنا به سنت حسنه ده تا زن داشته باشه و چهل تا صیغه! چی به فقیره می رسه.

ای کاش همونطور که خشونت حضرت علی رو یاد گرفته اند و به غلط برای شکنجه مخالفانشون به کار می برند، کار کردنش رو، اینکه همه زندگی اش رو  به مردم تهیدست می داد، و خیلی چیزهای دیگه از اون بزرگوار رو،  یاد می گرفتند و این سهم امام رو اختراع نمی کردند!!!

 

یه اتفاق جالبه دیگه که برام اتفاق افتاد و تبدیل شد به یه روش حاج آقا آزاری!!!

یه بنده خدایی که خیلی خیلی، انسان و با خدا و درستکار و محترمیه و تا حالا چند بار رفته مکه! پرسیدم "لبیک" یعنی چی! طرف مونده بود! بعدا این سوال رو از دوسه تا حاج آقای دیگه کردم، اونها هم نمی دونستند که این کلمه ای که یکسره تو سرزمین وحی سر زبونشونه یعنی چی!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

من امروز فهمیدم که ما ایرانی ها اونقدرا که ادعا مون می شه، ملت زرنگی نیستیم!!! بلکه خیلی خیلی بی شعور و نفهمیم!!! من که گیج شدم!!! دیروز که تجمع مردم رو  تو دانشگاه کلمبیا می دیدم، نسبت به داش محمود، اظهار لطفی نکرده بودند!!!!! از جمله پیامهای خوش آمدگویی که رو تابلو هایی که همراهشون بود دیده می شد می تونم به این موارد اشاره کنم

برو به جهنم!!!!!

احمدی نژاد = هیتلر(علامت تاسف رو تو مدرسه یادم ندادند!!!)

احمدی نژاد از پایه گذاران اصلی ترور!!!!

و........

ولی فکر می کنم که من خیلی خیلی تو انگلیسی ضعیفم. امروز تلویزیون ایران یه نمایی رو از بالا از تجمع مردم تو دانشگاه نشون می داد!! فاصله به قدری زیاد بود که مردم به زحمت دیده می شدند چه برسه به تابلو هایی که دست مردم بود!!!!!! زیر تصویر هم این  عنوان رو نوشته بودند :  تجمع طرفداران احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا!!!!

یعنی ما مردم اینقدر، بی شعوریم که به خودشون حق می دادند این رفتار را با ما بکنند!!

یارو با کمال بی شرمی از ارزشهای انسانی ، آزادی اجتماعی و مدنی، آزادی بیان، کرامت انسانی!!!!! و ... حرف می زنه!!!! یه آدم چه قدر می تونه بی حیا باشه!!!

چند وقت پیش یکی از کانال های ماهواره فیلمی رو که از یکی از اردوگاه های مرگ که نازی ها برای یهودی ها درست کرده بودند می دیدم!!!! اونچه به روز این بدبخت ها می آوردند وحشتناک بود، حتی بدتر از  وضعی که این ها به سر ما آوردند!!!! ولی یارو با کمال بی شرمی داره تو یه نهاد دانشگاهی می گه باید راجع به این مطلب بیشتر تحقیق بشه! تحقیق راجع به چیزی که مستند توسط دوربین ها ضبط شده و مثل یه لکه سیاه تو تاریخ نه چندان زیبای بشر، خودنمایی می کنه! جالب اینجاست که طرف می گه، مگه راجع به فیزیک تحقیقات جدید، خیلی از واقعیت ها رو نقض نکرده!!!! بی سواد منظورش کوانتومه! یه چیزی از یه جایی شنیده ولی نمی دونه که کوانتوم صورت کامل تره فیزیک کلاسیکه!!! همین مونده که آقا بفرمایند طلوع کردن خورشید افسانه است باید راجع به اون تحقیق کنیم!! یا مثلا بگیم که هوا رو زمین وجود نداره یا مثلا آمریکایی ها بگن ، بمباران شیمیایی ایرانی یه افسانه است ! یا انقلاب ایران افسانه است!!!! به قول رئیس دانشگاه کلمبیا یا خیلی بی سوادی یا خیلی گستاخ و بی شرم که .... معلوم نیست که از کی یاد گرفته که هر جا که می ره می گه من دانشگاهی ام!!! من مهندس ام!! طرف باورش شده که دکتره!!!

با تمام این موارد رفتن این آقا از خیلی جهات خوب بود!!

اول اینکه دنیا فهمیدند که ما مردم چقدر بی چاره ایم!!! دروغ هاش، شده سوژه ی اصلی رسانه های دنیای متمدن!!! همه موارد نقض حقوق بشر در ایران رو دارن به این بهونه بررسی می کنند.

بعدی اش هم اینکه بد ضد حالی خوردند!! یه نفر پیدا شد تو رویه یارو وایسته و بهش بگه دیکتاتور ناچیز!!!!! تیتر بزرگ یکی از روزنامه های پر تیراژشون این بود: شیطان به زمین نشست!!!

 

تو هفته گذشته که  با هفته دفاع مقدس مصادف بود! تلویزیون فیلمی رو می گذاشت که مصاحبه بود با رزمنده های اون زمان!! پسر بچه های سیزده -  چهارده ساله زیادی به چشم می خوردند!!! ولی چرا تو خط مقدم جبهه! با پسر بچه ای صحبت می کرد که از معنویات و خدا درحالی صحبت می کرد که وحشت و حس ترسی که تو چهر ه اش پاکش موج می زد!! معلوم بود که طرف رو تحریک کرده بودند و یا گول زده بودند یا برای ....!!!

قبل از اینکه این پست رو تموم کنم از دو سه تا از بروبچز دانشگاه امام صادق که می شناسمشون بگم!!! یکی شون تو دوسال چهارصد میلیون در آورده!!! یکی دیگه هم داره خوب حکومت می کنه!!!! مهم نیست درسته که من اینقدر پول و قدرت ندارم ولی یک ثانیه از زندگی ام رو به هزار برابر این قدرت های بی ارزش نمی دم! خوشحال ام! چون دارم سالم زندگی می کنم ، دارم خیلی درست و با زحمت کشیدن پیشرفت می کنم!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

امروز، روزی ایست متفاوت با هزاران روز دیگه؛ یکی از روزهایی که ایران و ایرانی  رو به بدترین نحو ممکن شکستند! من که نمی دونم آمریکایی های احمق رو  چه مغز خری به محمود چاخان اجازه سخنرانی تو دانشگاه کلمبیا رو دادند! چرا اینقدر بدبختیه ما مردم درمونده رو به رخ مون می کشند! من که بدجور شکستم!

وسط های سخنرانی محمود گدا بود که فهمیدم گاگول داره نطق می کنه! زود سی ان ان رو زدم. دیدم دلقک بازم قیافه کریهش رو داره به رخ مردم دنیا می کشه! همون جا یه سوتی با حال داد! در جواب یه نفر گفت "ما تو ایران به اون نحوی که شما دارید همجنس باز نداریم" !!!!!! یعنی به یه نحوه دیگه داریم!!! شاید خودش هم به همون نحوه،هم جنس بازه!!!! بیچاره طرف مقابلش!!!!!! مگه با کشیدن کیسه گونی رو کله اش و بستن دهنش بتونه تحملش کنه!!! همونجا ملت آقا رو هو کردند، آخه دروغگو پس اینهمه حکم های جورواجور برای لواط رو برای تزئین قانون کریه اساسی وضع کردید!!! ما رو هم مسخره کردند! این مردک آبروی ما رو هم برد!! خدا لعنتش کنه!!! سوال های بدی ازش می پرسیدند! همون سئوال هایی که اون دوست داره!! به جایی که بگن چرا این ترور ها رو انجام دادید، انگاری نظرش رو می پرسیدند! آقا هم سریع گفت ما قربانی تروریم ! آمریکا تروریسته که به عراق بمب شیمیایی داد تا بر علیه ما استفاده کنه!!! جالبه سی ان ان همینجا سخنرانی اش رو قطع کرد و رفت پی برنامه های عادی اش!!! اینگاری اینهام سانسور دارند!!!

اخبار می گفت رئیس دانشگاه در اول کنفرانس بد به مردک توپیده و اونهم در جواب گفته شما تحت تاثیر تبلیغات رسانه هائید! همون جا رئیس دانشگاه یک کرسی استادی رو به کیان تاج بخش اعطا کرده البته اگه سالم از ایران در آد!!!!

حرص ام می گیره وقتی این قصاب از آزادی اجتماعی، آزادی سیاسی، رفاه مردم حرف می زنه! واقعا چه طور می تونیم به ایرانی بودنمون افتخار کنیم!!!!! من همین جا اعلام میکنم که اصلا ایرانی نیستم!!!!!!!!!!!! واقعا حق دارند به ما میگن تروریست!!!

داش محمود روز اول مهر از دانش آموزان یه سوال پرسیده!!! چه طور می شه سریع تر به سمت پیشرفت رفت!!! من دانش آموز نیستم ولی جوابت معلومه!!! اگه منظور از پیشرفت ، پیشرفت در ترور و خودکفا شدن از خارجه-افغانستان وعراق و...- سه چهار سال دیگه رئیس جمهورباشی به این پیشرفت مهم دست پیدا می کنیم و اگه پیشرفت تو آدمیت باشه خدا کنه یه مرضی بگیرید و همهتون بمیرید ! ایشاا...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم،وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم

پر پروانه شكستن هنر انسان نيست،گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم

يادمان باشد سر سجاده ي عشق،جز براي دل محبوب دعايي نكنيم

يادمان باشد اگر خاطره مان تنها شد،طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم...

 

 

نمی دونم از کجا شروع کنم. نفس هام به زور در میان! تو زندگی هر آدمی لحظه ها زجرآوری وجود داره که به قول هدایت مثل یک خوره روح آدم رو از بین می بره! واسه من بیچاره هم بدترین لحظه یه سال مونده به کنکوره! خوندن واسه کنکور، دیونه ام می کنه! نمی تونم! خیلی وحشتناکه! نمی دونم  چی کار کردم که این طور سخت باید تاوان پس بدم! چند ماه خوندن، اونهم با دونستن این نکته که احتمال موفق نشدنت زیاده! فکر می کنم تویه قبایل عقب مونده ی آفریقایی درس خوندن راحت تر از اینجا باشه!!

 

این دنیا رو دوست ندارم، خیلی به نظرم زشت می یاد! آدمهای بدبخت، هر کی پی یه چیز، بی توجه به اینکه اون چیز بدردش می خوره با نه!!! ما آدم ها حتی قانون ها و ارزش های خنده داری داریم! مثلا چند ماه پیش تو فرانسه، درست بعد اون که سارکوزی رئیس جمهور فرانسه شد؛ شیراک طی مراسمی کاخ ریاست و کد های بمب های اتمی رو به رئیس جدید تحویل داد! جالبه!! موشک هایی با کلاهک های هسته ای که احتمالا به سمت کشور ما هم هدف گرفته شده! سیستم هایی که منتظر چند تا شماره اند تا یه شهر رو اونهم در چند ثانیه بفرستند هوا...... جون چند میلیون نفر، رویا ها شون، عشق شون ، ناموس شون، اموال شون، زحمت هاشون! همه دست چند نفره! اگه سارکوزی یه کله خرابی باشه مثل محمود گدایه خودمون! اونوقت چی!  فکرشو بکنید همه سرنوشت ما پشت در های بسته رقم می خوره! نه من که نمی تونم باور کنم! الان تو همین لحظه که دارم این رو می نویسم دنیا گیر داده به حمله به ایران! آخه رو چه عدالتی تاوان یه نسل احمق رو ، رو نسلی با جمعیتی دو سه برابر بدهند، چرا همه زندگی و آینده ی ما باید پشت پرده های اونهم به دست چند تا سیاست مدار پیر و خرفت رقم بخوره!چرا ..............  کنکور چرا .......... زندگی چرا ...........  آخه خدا تو بگو!! چرا............

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
                                                                 http://www1.pic27.com/out.php/i21461_Linebuttom.jpg" style="width: 304px; height: 12px" />