امروز روز مقدسی بود! تو حیات خونمون یه گل یخ داریم که خیلی دوستش دارم! چند سالی بود که گل نمی داد، اما امروز اولین گلش رو بعد دو - سه سال دیدم! خوشحالم ! این رو به فال نیک میگیرم! نمی دونید چه بوی دیوونه کننده ای داره! آدم رو واقعا از خود بیخود میکنه! هر سال کنار باغچه می شستم و در غم دوریش آه می کشیدم !!!!!!!!! با اینکه آغاز سال رو خیلی بد شروع کردم، ولی فکر می کنم آخراش داره ختم به خیر میشه! خداجون بازهم ممنوم! به قول بچه کوچیکا دوتا ممنون!
برای آدم زیاد پیش میآد که فکری تو سرشه ولی قدرت ابراز عقیدش رو نداره! یه نوع ترس ساده! حالا اگه اون افکار راجع به یه موضوعی باشه که به عنوان مقدس – حتی واسه خودت نه! برای مردم - شناخته شده باشه، ابرازش وحشتناکتره! این روند تا زمانی ادامه پیدا می کنه که یه نفر – کله خراب – جرات کنه اون موضوع رو ابراز کنه!
ما ایرانی ها، به بت سازی عادت کردیم! شکستن حرمت بت ها می تونه واسه آدم خیلی بد تموم بشه. ولی به مجرد اینکه یه نفر پیدا بشه و تیشه به ریشه ی یکی از این بت ها بزن؛ اون بت، ارزش و مقامی رو که قبلا داشته، رو از دست می ده! تازه بحث ها شروع میشه! همه از عیب و ایراد های چیزی میگن که دیوانه وار می پرستیدنش!
یکی از این بت ها، دکتر شریعتی است. حتی من هم تا دوسال پیش می پرستیدمش. البته با اتکا به حرف های دیگران، دیگرانی که خودشون هم از دیگران شنیده بودند که همچین آدم مومن و مقدس و در عین حال روشن فکری!!!وجود داره ولی به تدریج که با دکتر آشنا شدم، فهمیدم الگوی مناسبی نیست!
حالا، یه کله خراب!! به اسم اکبر گنجی پیدا شده از دکتر انتقاد کرده! کاری به اینکه از رو غرض بوده و یا هزار تا دلیل دیگه ای که برای این کار داشته، ندارم! قسمت هایی مقاله گنجی رو که به نظرم جالب اومد اینجا می گذارم! این مقاله براساس نوشته ها و ملاقات های دکتره و برای همه اش مرجع ذکر شده! قبل از هر چیز لازم می دونم یه نکته مهم رو ذکر کنم! قصد کوبیدن دکتر رو ندارم و فکر هم میکنم انتقاد کردن از کسی که نمی تونه از خودش دفاعی بکنه، درست معقول نیست.
در ضمن دلیلی هم نداره که با نظرات دیگه ی گنجی مخالف نباشم! شاید اگه دکتر تا الان زنده مونده بود و این اوضاع فجیع رو می دید! نظرش عوض می شد! شاید 10-15 سال پیش گنجی هم همین حرف ها رو می زده!
متن مقاله گنجی رو های لایت کردم!!
همونطور که می دونید، انسان ها برای رسیدن به یه جامعه متعالی – مدینه فاضله یا اتوپیا – مکاتب و خط مشی های گوناگونی رو به وجود آوردند. از جمله ی این ها لیبرالیسم، مارکسیسم و سوسیالیسم و .... اکثرا این مکاتب به جز لیبرالیسم، ضعیف و رو به مرگ اند. ضعف عمده ی این مکاتب – تو خالی – از ضعف ساختاریشون سرچشمه می گیره. مثلا به زور می خواهد جامعه رو از حالت طبقاتی بودن در بیاره!که این خودش عامل مهمی میشه در جهت ایجاد مخوف ترین دیکتاتوری ها و ایجاد یه جامعه بی نشاط و مسخ شده! و واقعا هم باید هر کس بسته به تلاشش، از پول و سایر امکانات رفاهی برخوردار باشه – حتی تو قرآن اومده که در کار های خوب از هم سبقت بگیرید!- تنها نکته ای که باید - به نظر من- از نظرات مارکسیست ها استفاده کرد، در بدو تولد انسانهاست! آدمها باید دوران کودکی رو با شرایط یکسان سپری کنند! عادلانه نیست که یه بچه از شدت فقر، قادر به ادامه تحصیل نباشه و یکی دیگه تو بهترین غیرانتفاعی ها و .... حتی سران این حکومت هم متوجه این خطر شده اند !!!
در اسفند ماه1354در زندان اقايان منتظري، طالقاني، رباني شيرازي، مهدوي کني، انواري، لاهوتي و هاشمي رفسنجاني با صدور يک بيانيه، فرايند جداسازي را آغاز مي نمايند: "باسمه تعالي، با توجه به زيانهاي ناشي از زندگي جمعي مسلمانها با مارکسيست ها و اعتبار اجتماعي که بدين وسيله آنها بدست مي آورند و با در نظر گرفتن همه جهات شرعي و سياسي با توجه به حکم قطعي نجاست کفار، از جمله مارکسيست ها، جدايي مسلمان ها از مارکسيست ها در زندان لازم و هر گونه مسامحه در اين امر موجب زيان هاي جبران ناپذيري خواهد شد".
حالا چند کلمه از زبون دکتر !!!
درجاي ديگري با تلخي تمام مي نويسد: "از زمان لنين تا مائو، در اين شصت سال که از عمر اين نهضت آزاديبخش عدالتخواهي علمي و انقلابي و غيره! مي گذرد، ما شصت سال خيانت، نامردمي و سازشکاري را تجربه کرده ايم و پاسخ هر لبخند حسن نيتي را، تفي بر رو، ضربه اي بر سر يا خنجري از پشت دريافت کرده ايم. ميرزاکوچک خان، دکتر مصدق، و اينک مجاهدان! و انتقام کشي هاي کثيف، سبعانه، زرنگي هاي طرارانه و رذيلانه ترين فرصت طلبي ها و غنيمت شماري ها در دشنام و اتهام و حمله و حتي هتک و قتل عليه اسلام، آن هم نه اسلام ارتجاعي، سنتي و يا بي طرف، اسلامي که به ميدان آمده سلاح برداشته و هولناکترين لحظات تاريخي اش را در پيکار با امپرياليسم و سرمايه داري جهاني مي گذراندو جز رهايي از استعمار و جز شوراندن توده هاي محروم بر طبقه ي انگل استثمارگر شعاري ندارد، آنها نه تنها از اسارت و جراحت ما سوء استفاده مي کنند، بلکه، به نام وارث مهاجران و
مجاهدان نخستين اسلام معاصر، از غيبت عزيزترين شهيدان، براي پر کردن رندانه و غاصبانه ي خلاء وجود و حضور آنان بهره مي جويند و به جاي تجليل از اسلام و از ميراث شهداي اسلام، به تحريف و توهين و تحقير آنان و راه آنان همت مي گمارند و تمامي اتهامات دشمن را عليه آنان تثبيت مي کنند"
دکتر به جنبش لنینیستی میگه آزادی بخش!! اسلام رو هم در پیکار با استعمار گری و سرمایه داری معرفی می کنه؛ یعنی اون چیزی که ما هم اکنون تو سیاست خارجی ایران می بینیم تحت تاثیر بذری است که شریعتی کاشت و بی شک از آموزه های او به مقامات جمهوری اسلامی است- دلیلش رو تو جای دیگر همین پست می آرم، یه کم پایین تر-!! اصلا چرا جنگ و دشمنی! چرا برادری نه! مگه خلیفه های مسلمان عرب – از امویه به بعد- به هر جایی حمله نمی کردند و باج نمیگرفتند و استثمارگر نبودند؟؟! اینکه نظام های غیر دمکراتیک غرب اونهم در صد سال پیش استعمار گر بودند دلیل اینه که ما با نظام فعلیشون بجنگیم! پیامبر اسلام با سرمایه داری مخالفت نکرد درحالی که دکتر واسش شمیشر کشیده!
لیبرالیسم یعنی هر انسان در تمام امور مربوط به خودش تا جایی که به دیگران آسیب نرسونه آزاده! حالا سرمایه هم اگه از راه حلال باشه! به کسی چه مربوطه!
"اسلام صلح نیست، اسلام جنگ است".
و یا
به اعتقاد شریعتی غرب ما را از سرچشمه وجودیمان جدا کرده است: "جامعه ما به علت انقطاع تاریخی معیوب شده است. میان ما و سرچشمه وجودی و آبشخور معنویمان خندقی عمیق فاصله انداخته است". (75) باید به آبشخورمعنوی خودمان بازگردیم تا بتوانیم در برابر غرب بایستیم: "بیش از هر چیز باید خود را برای ایستادن در برابر غرب که خود را تنها فرهنگ، تمدن، شیوه زندگی و چگونگی انسان مطلق و در نتیجه حاکم بر زمان و زمین میپندارد و تحمیل میکند قدرت غنا میبخشید ". (76) شریعتی تمدن جدید را "جاهلیت جدید" و وحشیتر و سنگینتر از "جاهلیت قدیم" میدانست. (77) به گمان وی غرب برای اینکه ما را وارد فرایند تجدد نماید، ارتباط ما را با مذهب و سنت و فرهنگ و تاریخ و اخلاقمان قطع میکند . (78) با افسوس و اندوه فراوان میگوید ، غرب ما را متجدد کرد، نه متمدن . (79) غرب را رو به انحطاط و زوال میدید (80) و میگفت در سال 2000میلادی غرب سرمایهدار مصرفزده از بین خواهد رفت . (81) غربیان را یکسره محکوم میکرد، چون: "در غرب همه سر و ته یک کرباسند". (82) میگفت غرب "همه انسانها" را "به صورت بردههایی نیازمند و ذلیل و زبون و مقلد ساخته است" .(83)
شریعتی تنها راه نجات از مدرنیته را در بازگشت به خویشتن جستجو میکرد. یعنی بازگشت به اسلام "هزاروسیصد سال پیش" .(84) اما او، همچون هایدگر، بهدنبال تکرار صرف گذشته نبود، میخواست سنت را برای امروز بازسازی کند. از این رو بازگشت به خویشتن، در نهایت به تبدیل دین و سنت به ایدئولوژی فروکاسته میشد.(85) از مصالح اسلام استفاده می کرد تا یک ایدئولوژی برای پیکار با غرب و تجدد بسازد.
شريعتي پس از آزادي از زندان به اين نتيجه رسيد که بذر پاشي اش دارد به بار مي نشيند. پيروزي نزديک است. تنها مسأله باقيمانده، تعيين مرز با "دشمن" و "رقيب" است. دشمن اصلي امپرياليسم آمريکا، و تنها رقيب هم گروه هاي مارکسيست بودند. مي گويد: "اسلام، يک هوو پيدا مي کند و يک دشمن. يک رقيب پيدا مي کند و يک خصم. مبارزه ي خصم با يک حقيقت و يک قدرت، مبارزه ي اصولي است، يعني اختلاف و تضاد در هدفها ست، در مباني است، در مقاصد است. اسلام در برابر استعمار، در برابر امپرياليسم جهاني، يک چنين رابطه اي دارد. يعني رويارويي دارد. اين مي خواهد که آن نباشد و آن مي خواهد که اين نباشد و ريشه کن شود، زيرا که در اصول، در آرمانها و در هدفها با هم تضاد دارند"[19]. اما رقيب داراي اهداف و آرمانهاي مشترک است. تفاوت فقط به "شکل دعوت" و شيوه "طرح مسائل" باز مي گردد. زمان نشان خواهد داد که کدام طرف "صداقت و لياقت" براي رسيدن به هدف را داراست. "بنابر اين اسلام، الآن، در دو جبهه در معرض خطر قرار گرفته است"[20]. اول: امپرياليسم آمريکا و رژيم دست نشانده شاه. دوم : مارکسيست ها که از طريق خيانت به مسلمانها ضربه وارد آوردند
این هم دلیلی که ذکر کردم! اکثر آمریکا ستیزی ها این دولت از اینجا آب می خوره! وقتی آدمی مثل شریعتی همچنین حرفی رو بزنه، قبول نکردنش خیلی سخته! اینم از خیر استاد به ما!!!!!!
شريعتي در جلسه اي در شب يازدهم محرم1397(1355) با حضور آقايان خامنه اي، مطهري، فخرالدين حجازي و چند تن از دانشجويان مسلمان ايراني مقيم خارج به طرح مسأله مي پردازد و از آنها " برنامه ي عملي" درخواست مي نمايد:" البته هيچوقت تقاضاي خيلي ناشيانه نداريم که مثلاً يک مرتبه جناب آقاي خامنه اي، جناب آقاي مطهري يا آقاي حجازي يا از رفقا کسي، يک نسخه اي از جيبش در بياورد و بگويد بله، اين شربت را بخور بعد اين آمپول را بزن و بعد اين قرص ها را بگير"[22]پس آقايان راه حل هاي مورد نظرشان را مطرح مي کنند. [23] آنگاه شريعتي رشته کلام را به دست مي گيرد و به تفصيل در باره راه حل خود توضيح مي دهد. مي گويد راه حلش را با رهبر فعلي جمهوري اسلامي مطرح کرده و او هم آن را پسنديده است: "در خدمت آقاي خامنه اي عرض مي کردم و ايشان هم پسنديدند"
مایه تاسفه ! طرفداری از این روشن تر!!
آزادي جوامع غربي سرمايه داري موجب نفرت عموم روشنفکران جهان است. [25] آزادي راستين فقط پس از زوال سرمايه داري و نظام طبقاتي به دست مي آيد. [26] در کمونيسم هم، به شرحي که پس از اين خواهد آمد، از مارکس پيشي مي گيرد.
" نه تنها به هر کس مطابق کارش، نه تنها تساوي در مالکيت بر ابزار توليد، بلکه عالي ترين تصوري که از يک نظام اشتراکي داريم يعني تساوي در مصرف"
مي نويسد:" مگر اسرائيل فرزند - در اين دوران لحن شريعتي نسبت به مارکسيت ها رفته رفته گزنده تر مي شود. نامشروع سرمايه داري و کمونيسم در جنگ دوم نيست؟... کمونيسم و کاپيتاليسم هر دو پوزه در توبره ي بورژوازي دارند، توبره و آخوري که از ويراني شرق و غارت آسيا و آفريقا پر و آباد شده است"( مجموعه آثار، ج 4، صص 163-162). مي گويد مارکس نفهميد که سرمايه داري معلول سود اضافي نيست، بلکه معلول استعمار و غارت جهان غير غربي است: " آنچه سوسياليسم و مارکسيسم هم در غرب نفهميدند، اين بود که، استعمار آسيا و افريقا سرمايه داري عظيم اروپا را به وجود آورد، نه استثمار پرولتارياي اروپائي"( پيشين، ص 166). " اين استعمار است که بورژوازي غربي را کاپيتاليست کرد و پرولترش را بورژوا. ما را لخت کرده اند تا پرولتر را نو نوار ساخته اند" ( پيشين، ص 170). مي نويسد پيش بيني مارکس در خصوص وقوع فوري انقلاب در جوامع غربي سرمايه داري، " يک نگرش دقيق، قابل تحليل درست و علمي و عيني است" که " قطعاً آن پيش بيني هم درست از آب در مي آيد"، اگر که استعمار اقتصادي-فرهنگي شرق نبود( پيشين، ص 168). شريعتي تا آنجا پيش مي رود که به طور کلي منکر مبارزات مارکسيست ها مي شود:" در هيچيک از کشور هاي استعمار زده ي جهان سوم ( اسي، افريقاو آمريکاي لاتين) مارکسيستها نتوانسته اند کاري از پيش ببرند. نه در جنگ ضد استعماري خارجي که جبهه ي مقدم مبارزه در اين کشورها است و نه در جنگ طبقاتي که در محدوده ي داخلي جامعه درگير بوده است"( پيشين، ص 174). شريعتي همچنان از نهضت هاي آزاديبخش و ضد امپرياليستي ملت هاي استعمار زده دفاع، اما گروه ها و احزاب کمونيستي را نفي مي کند.
22- ج2 ، ص 25
23- متأسفانه کساني که نوار جلسه را پياده کرده اند به هيچ وجه ضروري نديده اند پاسخ هاي آن سه تن را هم در کتاب بياورند. لذا از نظرات انها اطلاعي در دست نيست.
اینم خیلی جالبه!
24 - پيشين، ص 50
در تير ماه 1351 در حسينيه ارشاد، شريعتي به حضار مي گويد:"امشب قرار بود که متن سخن را جناب آقاي خامنه اي به عهده داشته باشند [ مسائل زنان] کار کرده اند و مرد آگاهي است" ( ج21، ص 209). که در اين رشته
25 -ج2 ص 48
26- پيشين، ص 148
27 - پيشين، ص 51
28 -پيشين، ص 149
29-پيشين، ص 44
30- پيشين، ص 86
31 - ج 5، ص 67
32- ج 5، صص 68-
67انتقادهاي شريعتي از آزادي منفي را با انتقادهاي آقاي خميني و ديگر زمامداران جمهوري اسلامي از آزادي منفي مقايسه نمائيد. آقاي خميني هم مي گفت ما با آزادي موافقيم، اما باتوطئه مخالفيم. با آزادي موافقيم، اما با فساد و انحراف و سقوط اخلاقي مخالفيم. انصاف بايد داد که شريعتي در رد آزادي منفي از اين زاويه، بر تمام زمامداران بنيادگراي جمهوري اسلامي حق تقدم دارد
با زهم بریم سر فروید!
در باره فرويد مي گويد:” فرويد يکي از همين گوساله هاي بورژوازي طلب است. در درون اين گوساله علم، باز بينش و روحيه آزادي طلب است که بانگ بر مي دارد... اين پيغمبر بورژوازي اسمش فرويد بود، و مذهبش جنسيت، و معبدش فرويديسم و نخستين قرباني اش که در کنار اين معبد ذبح شد، ارزشهاي انساني زن بود”
حتي زمامداران بنيادگراي حاکم بر ايران هم به همسر جرج بوش کاري ندارند. اما شريعتي به پيروانش آموخت که در جنگ با امپرياليسم مي توان تا آنجا پيش رفت که همسر رئيس جمهور آمريکا را فاحشه خواند.
جوابی که به این جور گفته ها میشه داد که بی بندباری جنسی غربی ها به مراتب بهتر از اعمالی مثل صیغه و تعدد زوجات و سن ازدواج دختر 9 سال و ....
نویسنده –جواب اکبر گنجی- می نویسد
به عنوان مثال، در ايالت نيويورک، هر گونه رابطه جنسي بزرگسالان با افراد زير 11ساله، 5تا25سال مجازات زندان خواهد داشت. در ايالت آلاباما، ارتباط جنسي با افراد زير 12 سال، حبس ابد، يا از 5 تا 99 سال زندان دارد. در واشنگتن، 5 سال تا حبس ابد. در ضمن، در آمريکا، مشخصات کامل اين نوع افراد و نشاني آنها را بر روي سايت ها قرار مي دهند، تا خانواده ها کودکان خود را از چنين افرادي در امان بدارند.
با مطالعه مطلب بعدی به یاد یه شعر افتادم
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
زنان فاقد حجاب شرعي در حسينيه ارشاد در پاي سخنراني هاي شريعتي حاضر مي شدند. پوشش همسرگرامي و فرزندان محترم مرحوم دکترشريعتي هم با پوشش مرسوم فقهي سازگاري نداشت. همه ي اينها مربوط به مولف است، اما سخن من ناظر به متن و لوازم منطقي مدعيات درون متني است. در آن متون، زن نمونه فاطمه و زينب است. چهره ي انقلابي زينب مهم بود که در محبوبه متحدين تجديد مي شد. زنان انقلابي گوني پوش چين مهم بودند که با لباس خود به غرب نه مي گفتند. همه چيز بايد در خدمت انقلاب باشد
این هم دیگه نوبرشه والا!!!!
آمريکا ستيزي مانع سفر به آمريکا نمي شود. شريعتي، يکماه قبل از وفات، طي نامه اي از بلژيک به فرزندش که در آمريکا اقامت داشت، مي نويسد:” نتوانستم براي آمريکا ويزا بگيرم. تو فکر کن و با منصور و ابراهيم آقا مشورت کن، ببين چه راهي هست که من بتوانم از اينجا ويزاي آمريکا بگيرم. آيا ديدار فرزند و مثلاً سرپرستي! به درد نمي خورد” ( ج 1، ص 263). شريعتي مي گفت اگر کسي ميان روسيه و چين و آلباني از يک سو، و آمريکا و آلمان و انگليس ازسوي ديگر، دومي را براي زندگي و کار، به دليل وجود دموکراسي و آزادي و امنيت و حقوق فردي، انتخاب نمايد، از منطق بردگان پيروي کرده است. چون بردگان به دنبال ارباباني مي گردند که کمتر بد باشند ( ج 5، ص 265). شريعتي مي گويد امريکا :” الويس پريسلي ها را بت نسل جوان آلمان مي کند” تا “ روح حماسي” آلماني را “ لش و فلج “ کند( ج 7، ص 221). مي گويد دليل اصلي جنايات وحشتناکي که در آمريکا اتفاق مي افتد و در جامعه هاي عقب مانده شبيه اش پيدانمي شود، بچه هاي “ جفت هاي طبيعي اما نامشروع” است که “بيماران عقده دار و روح هاي ضد اجتماعي اند"
راستی تا یادم نرفته این مطلب رو راجع به مسجد جمکران تو یه جایی تو نت پیدا کردم! نمی دونم درسته یا غلطه! ولی جالبه!!!!!!!!
مسجد جمکران که در اواخر قرن چهارم بر پايه خواب شيخ حسن جمکرانی برپاشده بود که ادعا می کرد صاحب الزمان به وی گفته است:
“هر كه اين دو ركعت نماز را در اين مكان (مسجد مقدس جمكران) بخواند مانند آن است كه دو ركعت نماز در كعبه خوانده باشد.”
روحانيت و "عوام" طی ده قرن به چنين تبليغاتی چنان بها نمی دادند و مسجدی بود مانند ديگران تا اینکه در اولین حکومت الله بر زمین.....